دلم از سنگ که نيست گريه در خلوت دل ننگ که نيست ...

نميدونی چقدر سخته با تو نبودن ،‌ هنوز نميتونم باور کنم ديگه اسم تو ،‌ ديگه صدای قشنگ تو مال من نيست ... هنوز چشمام همه دنبال توست ... همه جا ... کاش ميدونستی چقدر دوست دارم ... من هنوز هم بهت زنگ ميزنم ولی هيجوقت خودت گوشی رو بر نميداری  و از اون بدتر دقيقا همون وقتايی که با من حرف ميزدی تلفنتون اشغاله و حالا من خوب ميدونم جای من رو يکی ديگه تو قلبت گرفته ...

يادته دقيقاْ‌ يک هفته پيش بود که بهت زنگ زدم ... برات آهنگ غبار مرجان رو گذاشتم ( همون که خيلی دوستش داشتی و خيلی هم خوب ميخونديش ) شايد ياد گذشته باعث بشه باز برگردی پيشم ولی تو بعد از تموم شدن آهنگ بهم گفتی :« مرسی که وقتم رو با اين مسخره بازيات گرفتی » ... سليقه ات هم عوض شده ... کاش ميتونستم به اندازه همه اشکای آدمای عاشق گريه کنم شايد ... نميدونم شايد چی ...

آخرين بار بهم گفتی شب بهت زنگ ميزنم ... اون شب تلفنتون تا ۵/۵ صبح اشغال بود و من فقط گريه کردم ... برات مسخره نباشه اگه يه پسر گريه کنه ... من هنوز هم منتظرم ... حالا که بيشتر از ۱ ماه گذشته و من فقط به همون يه عکسی که ازت دارم خيره ام ...

ميدونی ... ؟  به خدا نميدونی ... ... ... ...

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
perin

سلام ماني جان ........از اينكه پيش من مياي خوشحالم ..... اما اي كاش هر وقت كه سري به من ميزدي ... يه گوشه از عشق سابقت رو توي راهب يرون مي انداختي و هر بار با كوله باري سبك تر به ديدار دوستان جديد مي رفتي . ماني خوب.... مي دونم كه اوني رو كه توي يه پاييز گرفتارش شدي .. خيلي دوست داري ... اما ... ماني.... احساست رو ... عشقت رو... محبتت رو به كسي بده كه قدرش رو بدونه ..... اين احساس از انتهاي شهر دل مياد ... جايي كه سراسر سپيده .... حيفه كه كسي اون رو داشته باشه كه اهل شهر دل نيست . گذشته رو فراموش كن.... امروز تازه اي شروع كن .... به كسي بينديش كه حست كنه ... نه كسي كه احساست رو به بازي بگيره كسي كه ديگري رو به تو ترجيح مي ده .... هرگز اهل شهر دل تو نيست . ماني !...... رهاش كن ..... كبوتر قلبت رو آزاد كن ... بذار روي بومي بشينه كه براش دانه اي هست .

mana

سلام مانی من مانا هستم ببين آزادانه زندگی کن به عشقت احترام بذار ولی به يه عشق پايدار....نه ......... ببين مهم نيست تو اين دنيا چقر شکسته ميشيم مهم اينه که تو بيشتر خودتو بشناسی هر وقت خودت رو شناختی می تونی عشقت رو پيدا کنی مانی جان اميدوارم اين چيزها انرژی مثبت زندگی رو از تو نگيره و بدون چقدر با ارزشی و چقدر همه دوستت دارن. دلت رو به کسی بده که دلداده ات باشه. به منم سری بزن بدرود

roya

بازم سلام...ممنون سر زدی..سبز باشی وموفق

hamid mc

سلام جيگرم.نگران نباش درست ميشه.غصه نخور پسته بخور يا بستنی بخور.ما که پول نداريم تو بخور ما نگاه می کنيم.به ما هم يه سری بزن اگه دوست داشتی از دپرسی در ميای و خواستی لينک می کنمت.حاااااااااااا

ali

غصه نخور بيشتر دخترا اين جوريند

مانی

سلام مانی عزيز. ميدونی... وقتی اين نوشته‌ات رو خوندم ديدم نه تنها اسم‌هامون يکيه بلکه يه بخش‌هايی از زندگيمون هم مثل هم بوده... و احساسمون... من هم درباره‌ی گريه‌ی يک مرد با تو هم‌عقيده‌ام... وقتی نوشته‌ات رو خوندم بدجوری ياد خودم افتادم... به من سر بزن تا ارتباطمون رو حفظ کنيم.

باران

تو عاشق و صادق باش.......دنيا را به حال خود بگذار.*******...حرفاتو که خوندم...گريه کردم.من اينارو خوب ميفهمم..خيلی خوب.

bahar

سلام....خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی خيلی باحال بود ...اگه کامپيوتر تو اتاق خودم بود گريه می کردم ولی الان هم بغض گلوم رو گرفته...بهم سر بزن... خداحافظ

ghanari

ميدونی خيلی با نوشته هات دلم ميگيره با آهنگت وای..... مانی مرسی که به من سر زدی مانی جون عشق يه کبوتره ای کبوتر رو به دست کبوتر باز خوبی بده که وقتی صبح رفت تا پرواز کنه ،شبشم دوباره برگردِ

bahar

سلام ... اميدوارم از اين حرفم ناراحت نشی ولی"اکه از چيزی يا کسی خوشت اومد سعی کن بهش دل نبندی"... به اميد ديدار ....